Sunday, September 11, 2005

نمی توانم احساس ضد مرد بودنم رو پنهان کنم، شاید مقطعی باشد که هست اما به هر حال هر کس که به من نزدیک شود را شبیه گرگ قصه شنل قرمزی می بینم. با این تفاوت که این گرگها دیگر کمترین تلاشی برای پنهان کردن دندانهایشان نمی کنند. آرواره بدقواره شان را به سمتت می آورند و مثل تمام کلیشه های فیلمهای مستهجن زبانشان را برایت در می آورند: خوشگل بیا نزدیک تر، من فقط می خوام بخورمت. این ها هم چنگالهای من هست که میخواد توی گردنت فرو بره، بیا جلوتر کوچولو!!!

این مکتوبات را ما در ساعت فرو فرستادیم.
Comments: Post a Comment
بالای صفحه