|
|
Monday, October 17, 2005 من عاشق یک فرشته شده ام : همیشه نامریی است و زمانیکه با روشهای مختلف می خواهی بر تو ظاهر شود،بعد از روزها خواهش و تمنا و تهزیب و هزار روش سنتی مثل رمل و اسطرلاب(؟) و... چند ساعتی خودش را به تو نشان می دهد و دوباره غیب می شود. این فرشته مثل همه هم نوعانش چشمانش بجز عشق الهی ( که این به اون هم اعتقاد نداره) هیچ عشق دیگری را نمی بیند.
درک زیباییش و شناختش از فرم و رنگ و موسیقی طبیعی از جنسی دیگر است. مدتی نیز هم که درگیر مسایل زمینی بوده ظاهرا ً آنقدر دچار غصه و ناراحتی شده که ترجیح می دهد همان چند ساعت هم بر اصحاب غیر (که من هم شاملش می شوم) ظاهر نشود و اوقاتش را به میخوارگی با اصحاب مِی بگذراند اما درست مثل داستان شازده کوچولو که از مستی پرسید چرا مِی میخوری گفت تا فراموش کنم که مِی خواره ام، این فرشته هم غصه هایش پیچیده تر و به قول عزیزان اصلاح طلب، نهادینه تر می شود.... البته یک فرشته دیگر که ظاهرا ً دلش برای من سوخته بود به من گفت که : زنهار که این حالت دروغی بیش نیست، و خلاصه اینکه طرف حوصلتو نداره میگه من دچار بحران فلسفی شده ام! این مکتوبات را ما در ساعت 11:20 AM فرو فرستادیم.
Comments:
Great work!
Post a Comment
[url=http://jqrkkobs.com/yyty/ssve.html]My homepage[/url] | [url=http://lbjmpuaq.com/fepw/izbj.html]Cool site[/url] |
|